|
“ مديريت ورزشي، تغييرات منظم”
زيگلر، استاد ورزش در رابطه با مديريت ورزشي ميگويد: «چرا ما اين شغل را انتخاب كرديم و هدف از ورزش چيست ؟» او با بيان مطالبي ميخواهد اهميت ورزش را بيان نمايدو نقش مديريت خدمات ورزشي را به صورت علمي بيان كند. زيگلر و چلادراي هر دو بر مديريت ورزشي تأكيد دارند. دانشمندان ديگري نيز بر نقش مديريت خدمات ورزشي تأكيد نمودهاند. بطور مثال دسنسي در خصوص عملكرد اجتماعي در مديريت ورزشي مطالبي را بيان داشتهاست و قدرت اختيارات به موجب حاكميت و مديريت ورزشي ، مهارت و زيركي را به عنوان عوامل مؤثر معرفي نمودهاست. تعدادي از دانشجويان دوره دكتراي مديريت ورزشي با استفاده از تئوريهاي دانشمندان اين رشته تحقيقاتي را انجام دادهاند . نتيجه ، تحقيق بنيادياي كه توسط تعدادي از دانشمندان انجام شد پاية تأليف اوليه تئوري مديريت و مهارت علمي در تربيت بدني و ورزش را توسط دكتر زيگلر و دكتر اسپائت فراهم نمود. همچنين زيگلر بيست پيشنهاد عمومي را كه ميتوانند نقاط شروع مناسبي براي تحقيق در مديريت ورزشي در نظر گرفته شود فهرست كرد. « نظم در ميان بينظمي » پتين رادلانسون مطالبي را در رابطه با علم مديريت بيان كردهاند آنها معتقد بودند كه آثار مديريت ورزشي نتايجي بدست مي دهد كه در بهترين حالت بايد تجربي در نظر گرفته شوند و هنوز به تحقيقات تجربي نياز دارند. كرينتيز در سال 1959 اظهار داشت كه اگر قرار است مطالعه مديريت علمي شود ، مديريت بايد ويژگي هاي يك علم را كسب كند. تحقيق در مديريت بايد با ويژگيهاي واقعيت ، قابل اطمينان ، تعاريف علمي، سازمان منظم يا جامع بودن توصيف گردد. اما مديريت ورزشي در حال توسعه يك پاية تئوري محكمتر است كه در آن مجموعهاي از مقدمات آزمايش مي شوند، تحليل ميشوند و به عنوان معلومات مورد آزمون قرار ميگيرند . پريگلاين و استخبرز در كتابشان « نظم در ميان بينظمي» نظريهاي را شرح دادهاند كه از روندهاي شيميايي استنباط شدهبود كه در آن تغييرات اساسي در ساختمان يك سيستم زماني رخ ميدهد كه نيروهاي محركه سيستم از تعادل خارج شدهباشند. در سراسر تحقيقات كيفيتي كه به نوشتههاي منتشر شده در مجله مديريت ورزشي نفوذ پيدا كرده، طبيعت اغلب تصميمات نهايي كه محققان ميگيرند بايد بر حسب ارتباطات غير خطي آشكار يا غير آشكاري كه به خاطر « اثر پروانه » پديدار ميشوند با دقت مرور شود. زيگلر و دو تن از دانشجويانش در سال 1968 در مورد به كارگيري روشها و تكنيكهاي گروهي تاريخي ، توصيفي ، فلسفي و تجربي صحبت كردهاند. قبلاً اشاره شد كه تحقيقات مديريت ورزشي ممكن است به تغيير جهت احتياج داشته باشند. اگر چه تحقيقات مديريت ورزشي براي محاسبه كردن مكاتب در حال تغيير انديشه علمي به يك جهت جديد نياز دارد. ديگر نبايد فقط مسائل ساده يك جهتي را مورد پژوهش قرار دهيم. ديگر نبايد فقط انتظار ارتباطات خطي را داشتهباشيم . ديگر نبايد نتيجهگيريها را فقط به خاطر نتيجه گيري انجام دهيم ، بلكه دعوتي كه در دهة 60از سوي اف ـ زيگلر بنيان نهاده شد لزوم يك پايه تئوري كامل همراه با تحقيقات تجربي با دقت انجام شده ، بايد مورد توجه قرار گرفته و مركز فعاليت تحقيقاتي قرار گيرد. در پايان ميخواهم از دكتر زيگلر قدرداني كنم، چون بدون حس برتري او ، نمايش به كنجكاوي ، انرژي فناناپذيرش براي كشف حقيقت ، اعتقادش به دانشجويان و همكارانش و تلاشهاي او براي ايجاد برنامه ساختن جامعهمان ، ما هرسال براي به اشتراك گذاشتن و تبادل داشته ها و ايدههايمان در حيطه مديريت ورزشي ، جمع نميشديم . سرانجام نقل قول زير از “ آندرآ دل سارتر ” ديدگاه پايان ناپذير و سهم دكتر زيگلر در رشته مديريت ورزشي را جمع بندي ميكند: « آه ، اما مقصد انسان نبايد از ادراكش فراتر رود، يا اينكه بهشت براي چيست ؟ » |+| نوشته شده توسط مدیر در و ساعت |
|

